تیم ملی والیبال ایران در بازی سوم خود از هفته دوم لیگ ملتهای والیبال ۲۰۲۶ (VNL) در شهر اورلئان فرانسه، پس از یک ماراتن فرساینده، پنجسته و پر از جابجاییهای تاکتیکی، با نتیجه ۳ بر ۲ مغلوب ژاپن شد. شاگردان روبرتو پیاتزا با وجود یک بازگشت باشکوه از شکست ۲ بر ۰، در نهایت فرسایش رالیهای ست پنجم و کلاسِ بازی فوقستارههای حریف را پذیرا شدند. اما کالبدشکافی آماری و شهودی این نبرد، از یک گره کور تاکتیکی در کادر فنی ایران پرده برمیدارد؛ بحرانی خودساخته در پست قطر پاسور که عیار تیمی ایران را در پله امتیازات حساس سوزاند.
آناتومی یک بحران؛ پاشنه آشیل در پست پشتخطزن
در والیبال مدرن، فقدان یک قطرپاسور ششدانگ و گرهگشا، به معنای انفعال مطلق در استراتژی حملات کناری و خفگی تاکتیکی تیم در رالیهای طولانی است. رویکرد روبرتو پیاتزا در فرآیند غربالگری و انتخاب پشتخطزنها برای این تورنمنت، با هیچ منطق ریاضی و تاکتیکی همخوانی ندارد. خط زدن امین اسماعیلنژاد در آخرین اردوی پیش از مسابقات، خارج کردن امیرمحمد گلزاده (با وجود سابقه بازی در سری آ ایتالیا) از لیست هفته دوم و عدم دعوت از بردیا سعادت (دومین امتیازآور برتر لیگ ترکیه در سال گذشته)، دست پیاتزا را در نبود علی حاجیپورِ غایب یا مصدوم، کاملاً خالی کرد.
فرستادن محسن دلاوری به عنوان یار فیکس در ست اول مقابل تیمی قدرتمند مانند ژاپن، یک خطای محاسباتی محض بود. دلاوری در ۵ اقدام تهاجمی خود، با ثبت آمار فاجعهبار ۱ خطا، ۴ توپ برگشتی و کارایی مطلق %۲۰-عملاً منطقه ۲ ایران را فلج کرد تا پاسور تیم (بهنژاد) پوزیشن دو را کاملاً از استراتژی پاس خود حذف کند.
ورود پویا آریاخواه در ست دوم نیز به دلیل عدم اطمینان به این بازیکن و عدم تغذیه مناسب، گرهای از بازی باز نکرد تا پیاتزا در اواسط ست دوم دست به یک وصله ناجور بزند و پوریا حسینخانزاده (دریافتکننده قدرتی) را به پست پشتخطزن بفرستد؛ راهکاری موقت که راندمان تهاجمی تیم را احیا نکرد و ست دوم نیز با نتیجه مشابه ۲۵-۱۹ از دست رفت.
کشف ارنج طلایی از دلِ آشفتگی؛ حقپرست در نقش ناجی
انتقال علی حقپرست به پست غیرتخصصی قطر پاسور و فیکس شدن مبین نصری و مرتضی شریفی در خط دریافت از ابتدای ست سوم، جریان بازی را دستخوش تغییر کرد. حقپرست در این بازی ۳۷ بار اسپک زد و با کسب ۱۵ امتیاز حمله (کارایی ۲۹.۷۳٪)، جور تمام قطر پاسورهای خطخورده تیم را کشید. مبین نصری نیز با کارایی خیرهکننده ۵۵.۰۰٪ و بدون حتی یک خطای حمله در ۲۰ اقدام، تعویض طلایی نیمکت ایران شد.
ایران در حالی ست سوم را ۲۵-۲۰ برد که ژاپن در فاز امتیازات حمله همچنان نسبت به ایران برتری داشت(۱۷ به ۹)، اما ملیپوشان کشورمان با ۵ دفاع مستقیم، ۴ امتیاز سرویس (Ace) و استفاده هوشمندانه از ۷ خطای مستقیم حریف، یک پیروزی پارادوکسیکال را رقم زدند. یکی از نکات تاریک بازیسازی ایران در این دقایق، ضعف سیستم حمایتی (Support) در زمان دریافتهای نامتوازن بود؛ جایی که در دریافتهای ناقص، نزدیکترین بازیکن به توپ نقش پاسور دوم را ایفا نمیکرد و اصرار بر رساندن توپ به عرشیا بهنژاد در شرایط جابجایی شدید، کیفیت گامهای خلاقانه او را کاهش میداد.
بندبازی روی لبه پرتگاه؛ ست چهارم و واقعیت عریان والیبال ما
ست چهارم اوج هیجان دفاعی دو تیم بود. ایران با یک استارت مقتدرانه ۸ بر ۳ پیش افتاد، اما از دست رفتن یک رالی حیاتی روی توپ برگشتی (Transition) توسط حقپرست، شیرازه روانی ترکیب جوان ایران را به یکباره از هم پاشید. تأخیر روبرتو پیاتزا در درخواست وقت استراحت، به شاگردان لوران تیلی اجازه داد تا مومنتوم بازی را کاملاً مهار کنند. ژاپن در اواخر ست چهارم در فاز تهاجمی بینقص ظاهر شد و ایران عملاً از جیب حاشیه امنیت و اندوخته امتیازات ابتدایی خود خورد تا با چنگ و دندان ست را ۲۵-۲۳ مال خود کند.
این ماراتن ثابت کرد والیبال ایران در تراز ۱۰ الی ۱۵ تیم برتر دنیاست؛ ساختار ما به قدری پتانسیل دارد که مقابل هیچ غولی پیشبازنده مطلق نیست، اما بردن هیچ تیمی هم در VNL برای این ترکیب جوان قطعی و آسان نخواهد بود.
کلاس درسِ والیبال با شماره ۱۴؛ ایشیکاوا چطور سند ست پنجم را به نام ژاپن زد؟
آمار دفاع روی تور ایران در این بازی (۹ به ۱۰ به سود ژاپن) یک آدرس غلط آماری است. کالبدشکافی فاز پدافندی روی تور، از فروپاشی مطلق منطقه ۳ ایران پرده برمیدارد. سرعتزنهای تخصصی ما یعنی محمد ولیزاده و عیسی ناصری روی هم ۲۸ بار اقدام به دفاع کردند که خروجی آن تنها ۳ امتیاز دفاع مستقیم، اما در عوض ۱۵ بار خطای مستقیم و لو رفتن دست پاسور حریف بود (کارایی منفی ۵۰٪ ولیزاده و منفی ۳۵٪ ناصری!). وقتی مدافعان وسط نتوانند با تاچ مؤثر (Touch) سرعت توپ را رام کنند، کار خط عقبی برای توپگیری غیرممکن میشود. در مقابل، ژاپن با ۶۸ توپگیری تیمی در برابر ۵۴ توپگیری ایران، رالیها را مدیریت کرد.
در فاز دریافت، حسین حاجیکلاته که به عنوان جانشین محمدرضا حضرتپور درون زمین قرار گرفته بود، با ۲۱ اقدام دریافت (تنها ۱ خطا) و ۹ توپگیری موفق در عقب زمین، بزرگترین نقطه روشن پدافند ایران بود و عیار خود را در کلاس جهانی به رخ کشید.
در ست پنجم (تایبریک)، ایران نتوانست از یکی دو موقعیت توپ برگشتی اهدایی حریف استفاده کند. در سمت مقابل، سازمان تاکتیکی ژاپن تحت هدایت لوران تیلی در فاز پایانی کاملاً بینقص و منضبط عمل کرد. یوجی نیشیدا که عملکرد لرزانی داشت، از اواسط بازی جای خود را به میائورا داد، اما تفاوت اصلی را یوکی ایشیکاوا رقم زد. کاپیتان ژاپن با کسب ۲۰ امتیاز حمله (کارایی ۲۳.۶۴٪)، در سه امتیاز حساس پایانی ست پنجم با یک سرویس مهلک و خواباندن دو توپ مرده و دشوار، کلاس جهانی خود را دیکته کرد و سند پیروزی ۱۵-۱۲ ژاپن را امضا نمود.
چشمانداز آینده؛ دوئل بقا مقابل کوبا
ایران با پذیرش این شکست ۳ بر ۲، اگرچه یک امتیاز ارزشمند از چنگ ساموراییها درآورد، اما حالا در یک پوزیشن حساس قرار گرفته است. دیدار بعدی مقابل کوبا، فراتر از یک رقابت عادی، یک دوئل مستقیم برای فرار از کابوس سقوط از جدول VNL است. کادر فنی ایران باید لجبازیهای تاکتیکی در ارنج تیم را کنار بگذارد و با ترمیم خط دفاعی منطقه ۳، از پتانسیل بالای این پدیدههای جوان برای کسب پیروزی حیاتی استفاده کند.