وداع با طعمِ حسرت، پایانِ تلخ تیم پیاتزا با تکرار سکته‌های همیشگی

آخرین ایستگاهِ لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ برای والیبال ایران، نه یک پایانِ باشکوه، که بازگشتی به کابوسِ تکراریِ نوسان بود. شاگردان روبرتو پیاتزا در دیداری که می‌توانست با پیروزیِ پایان‌بخش همراه باشد، در برابر ترکیه غافلگیر شدند؛ نمایشی که در آن، شکافِ عمیقِ میانِ درخششِ لحظه‌ای و ثباتِ تیمی، بار دیگر تفاوتِ میانِ بردن و باختن را به نمایش گذاشت. این شکست ۳ بر ۱، نقطه پایانی بر ۱۲ مسابقه‌ای بود که در آن، ایرانِ جوانِ پیاتزا هم نشانه‌هایی از طلوع داشت و هم اسیرِ همان سکته‌های همیشگی شد که در لحظات سرنوشت‌ساز، ترمزِ پیشروی‌اش را کشید.

معمایِ مهارِ ستاره؛ وقتی کنترل از دست رفت

در ست اول، ما دقیقاً همان کاری را کردیم که باید؛ ستاره بی‌چون و چرای ترکیه، یعنی «لاگومژیا» (قطر پاسور) را تحت فشار قرار دادیم. آمار ست اول تأیید می‌کند که او به خوبی کنترل شد و با بالا بردن نرخ خطا، عملاً از جریان بازی خارج شده بود. اما والیبال، ورزشِ ثبات است، نه جرقه‌های لحظه‌ای. به محض اینکه فشارِ سرویسِ ما افت کرد و نظمِ دفاعی‌مان در ست‌های دوم تا چهارم دچار تزلزل شد، همان بازیکنی که در ست اول مهار شده بود، به ستاره مطلق زمین تبدیل شد. ترکیه با تکیه بر او (۲۳ امتیاز) و نمایش خیره‌کننده «بدیرهان» در دفاع روی تور (۹ دفاع موفق)، از نوسان‌های ذهنی ما نهایت بهره را برد.

پارادوکسِ حمله و دفاع؛ قدرتِ توخالی در تور

آمار حمله ما (۵۵ امتیاز) نسبت به ترکیه (۴۴ امتیاز) برتریِ قاطعی را نشان می‌دهد که در نگاه اول نویدبخش است. اما وقتی این داده را در کنارِ «امتیاز از اشتباهات حریف» قرار می‌دهیم، یک حقیقت تلخ عیان می‌شود:

ایران امتیاز می‌گیرد، اما «امتیازِ ارزان» را به حریف هدیه می‌دهد! ترکیه ۲۷ امتیاز از اشتباهاتِ ما گرفت، در حالی که ما تنها ۱۶ امتیاز از اشتباهات آن‌ها کسب کردیم.

نکته‌ی حیاتی‌تر، فاجعه در «دفاع روی تور» است؛ جایی که ما فقط ۷ امتیاز کسب کردیم و ترکیه ۱۸ امتیاز! وقتی در یک مسابقه، حریف با ثبت ۹ دفاع موفق توسط تنها یک بازیکن (بدیرهان)، سدی نفوذناپذیر می‌سازد، حمله ۵۵ امتیازی ما عملاً خنثی می‌شود. ما در تورنمنت ۲۰۲۶ بارها از همین ناحیه ضربه خوردیم؛ جایی که مهاجمانِ ما با وجود تعداد حملات بالا، در مواجهه با سیستمِ دفاعیِ منضبطِ حریف، به دیوار برخورد کردند.

تقلا در عقب زمین و فرصت‌های سوخته

در فاز توپ‌گیری، شاهد یک نمایشِ توأم با تلاش و نوسان بودیم. «عرشیا به‌نژاد» با ۹ توپ‌گیری موفق و کارایی خیره‌کننده ۷۲.۷۳٪، موتورِ محرک تیم در دفاع عقب زمین بود. در کنار او، «محمدرضا حضرت‌پور» با وجود ثبت خطاهای بالا، با حضور در ۱۸ صحنه دفاعی، نشان داد که بار اصلیِ جمع‌آوری توپ‌های برگشتی را به دوش می‌کشد؛ تلاشی که اگرچه به دلیل خطاهای منجر به امتیاز، ترازِ صفر درصدی در کارایی داشت، اما نشان از زنده ماندنِ بسیاری از رالی‌ها داشت. ما بارها با همین توپ‌گیری‌ها، فرصتِ طلاییِ حمله مجدد را به دست آوردیم، اما در چرخه تهاجمی، باز هم به دیوارِ نوسان خوردیم.

ظهور و افولِ یک ستاره در ۴ ست؛ خستگیِ «حق‌پرست»

بازی با ترکیه، تصویرِ کاملِ وضعیتِ جسمانیِ تیمِ ما بود. «علی حق‌پرست» در ست اول یک نمایشِ شاهکار با ۱۰ امتیاز (تقریباً نیمی از امتیازات ست اول ایران) ثبت کرد، اما هرچه به دقایقِ پایانیِ بازی نزدیک شدیم، هم خستگیِ مفرطِ این بازیکن و هم شناساییِ دقیقِ او توسط مدافعانِ ترکیه، کارایی‌اش را به شدت کاهش داد. او که با ۳۶ تلاش، بیشترین حجم حملات ایران را داشت، در نهایت با کارایی ۲۲.۲۲٪ زمین را ترک کرد. این افتِ محسوس، خروجیِ مستقیمِ بازی‌های متوالی و فقدانِ استراحت کافی بود. در سوی دیگر، «علی حاجی‌پور» هم که در هفته‌های قبل تکیه‌گاهِ تیم بود، در این دیدارِ آخر به شدت افت کرد و نتوانست آن عملکردِ همیشگی و قابل‌اتکا را تکرار کند تا مثلثِ هجومیِ ما در برابرِ ترکیه، به جایِ آتش‌بازی، به خاموشی گراید.

معمایِ نیمکت؛ قمارِ دیرهنگام و ابهام در لیست

شکست مقابل ترکیه، بیش از آنکه یک باختِ صرفِ فنی باشد، فریادِ یک نقدِ مدیریتیِ بزرگ است: چرا نیمکتِ ایران، به معنایِ واقعیِ کلمه «تکیه‌گاه» نبود؟ همه می‌دانیم که بازیکنانِ داخلی ما به دلیل شرایطِ ماه‌های اخیر، از چرخه تمریناتِ حرفه‌ای و مستمر دور بوده‌اند و مشخص بود که توانِ تحملِ فشارِ بازی‌های سنگینِ متوالی را ندارند. در چنین شرایطی، چرا نیمکتِ تیم به گونه‌ای چیده نشد که «نفسِ تازه‌ای» به ترکیبِ اصلی ببخشد؟

ابهامِ بزرگ، حذفِ نام‌هایی نظیر «گل‌زاده» و «اسفندیار» از گردونه‌ی تیم ملی، آن هم از همان هفته‌های ابتداییِ VNL  است. سوال اینجاست که آیا پتانسیلِ فنیِ این مهره‌ها کمتر از نمایش‌هایِ سینوسیِ اخیر بود که حتی فرصتِ حضور در اردوها را نیافتند؟ یا مدیریتِ لیست بر اساسِ پارامترهایِ دیگری جز «آمادگیِ فنی» بوده است؟

استفاده‌یِ دیرهنگام از مهره‌هایی مثل «نیما باطنی» در هفته‌های آخر، یا به حاشیه راندنِ «مبین نصری» که تنها در بازی با ژاپن و امروز، آن هم به عنوانِ یارِ تعویضی مجالِ عرضِ اندام یافت، نه یک استراتژیِ هوشمندانه، که واکنشی منفعلانه و دیرهنگام به فرسایشِ ترکیبِ اصلی بود. آزمون و خطا با لیستِ بازیکنان در ایستگاهِ آخر، نه یک «فرصت برای شکوفایی»، که تکرارِ یک چرخه معیوبِ مدیریتی است که اجازه نداد تیم، با عمقِ کافی در برابرِ این تورنمنتِ فرساینده قد علم کند.

سقوط در ایستگاهِ آخر؛ تکرارِ یک چرخه معیوب

پرده‌های لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ برای والیبال ایران در حالی پایین می‌آید که این ۱۲ مسابقه، بیش از آنکه یک تجربه سازنده باشد و یا اینکه به امتیازات رنکینگی ما اضافه کند با عدم ثبات و سکته‌هایِ تکراری  از دست رفت. نقطه عطفِ این شکست در برابر ترکیه، ست سوم بود؛ جایی که تیم با اختلافِ ۴ تا ۵ امتیازی پیش افتاد، اما به یک‌باره شیرازه تیم از هم پاشید و با اختلافِ زیاد، ست را واگذار کرد. همین فروپاشیِ ذهنی در ست چهارم نیز تکرار شد تا ثابت شود بزرگ‌ترین معضلِ این تیم نه تکنیک، که «شکنندگیِ روانی» و از هم پاشیدنِ سریع پس از چند اشتباهِ متوالی است.

روبرتو پیاتزا که سال گذشته با عملکردی امیدوارکننده در VNL، تحسین‌ها را برانگیخته بود، حالا در وضعیتی قرار گرفته که نه تنها آن پیشرفت‌ها متوقف شده، بلکه تیم به عقب بازگشته و به دورانِ پر از چالشِ ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نزدیک شده است. این تورنمنت که قرار بود بسترِ آماده‌سازی برای میادینِ بزرگ‌تر باشد، عملاً تبدیل به «ضررِ دنیا و آخرت» شد؛ نه رنکینگِ جهانی بهبود یافت و نه تیمی منسجم برای آینده ساخته شد.

ابهامِ اصلی در تصمیماتِ غیرقابل‌فهمِ پیاتزا نهفته است. او حالا تا قهرمانی آسیا فرصت دارد، اما تجربه‌یِ تلخِ پسرفتِ تیم از VNL به قهرمانی جهان در سال گذشته، این نگرانی را ایجاد می‌کند که او همچنان بر مسیرِ اشتباهِ خود پافشاری کند. تیمِ پیاتزا امروز بیش از هر زمانِ دیگری به تغییرِ نگاهِ کادرفنی و بازنگری در لیستِ بازیکنان نیاز دارد. اگر این لجبازی‌هایِ تاکتیکی و مدیریتی کنار نرود، والیبالِ ایران همچنان در برزخِ نوسان و حسرتِ فرصت‌های از دست‌رفته باقی خواهد ماند.