چهارمی تاریخی؛ پایان یک تورنمنت یا آغاز یک مسیر تازه؟

تیم ملی والیبال زنان ایران، قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ را در جایگاه چهارم به پایان رساند؛ بهترین نتیجه تاریخ ایران در این رقابت‌ها. نتیجه‌ای که پیش از آغاز مسابقات، حتی قرار گرفتن در نزدیکی آن هم چندان قابل پیش‌بینی نبود.

ایران در شرایطی به تیانجین رفت که کمی پیش از مسابقات، لی دو هی به‌دلیل مشکلات مربوط به سفر به ایران از همراهی تیم بازماند و علیرضا طلوع‌کیان هدایت تیم را برعهده گرفت. از طرف دیگر، انتظارات فنی از ایران چندان بالا نبود. چین‌تایپه نخستین آزمون جدی تیم بود و تصور می‌شد ایران در بهترین حالت بتواند این حریف را تحت فشار قرار دهد و با شکست عراق، به‌عنوان یکی از تیم‌های برتر سوم راهی مرحله بعد شود.

اما همان مسابقه نخست، مسیر تورنمنت را تغییر داد.

ایران ست اول را ۲۵ بر ۱۶ به چین‌تایپه واگذار کرد، اما از ست دوم تیم دیگری شد. الهه پورصالح به یکی از مهره‌های اصلی بازگشت تبدیل شد، ایران ست نزدیک دوم را ۲۷ بر ۲۵ گرفت و بعد با نتایج ۲۵ بر ۱۹ و ۲۵ بر ۱۴ برتری‌اش را کامل کرد. نتیجه، پیروزی ۳ بر یک و شکستن طلسمی نزدیک به شش دهه مقابل تیم اصلی چین‌تایپه بود. آماری که پشت این برد قرار داشت هم اهمیت آن را بیشتر می‌کرد: برتری ۶۱ بر ۵۱ در امتیازات حمله و ۱۶ بر ۷ در دفاع روی تور.

شکست ۳ بر صفر برابر چین و پیروزی قابل انتظار مقابل عراق، ایران را به مرحله حذفی رساند؛ جایی که اندونزی میان ایران و بهترین نتیجه تاریخ قرار گرفته بود. اتفاق جالب این بود که سناریوی چین‌تایپه دوباره تکرار شد. ایران ست اول را باخت، اما نه‌تنها برگشت، بلکه در ادامه کاملاً بر مسابقه مسلط شد؛ ۲۵ بر ۱۶، ۲۵ بر ۱۲ و ۲۵ بر ۱۷. در این مسابقه ایران با تعداد تقریباً مشابه اقدام حمله، ۶۱ امتیاز حمله در برابر ۴۲ امتیاز اندونزی ساخت و در دفاع نیز ۱۳ بر ۷ برتر بود. پورصالح هم با ۲۹ امتیاز، بهترین نمایش فردی خود در مسابقات را ثبت کرد.

ایران به نیمه‌نهایی رسید و چهارمی حداقل نتیجه قطعی شد؛ جایگاهی که پیش از این هرگز در قهرمانی زنان آسیا تجربه نشده بود.

اما شاید از همین نقطه، بخش مهم‌تر تحلیل این تورنمنت آغاز شود. چون مسابقات تیانجین فقط نشان نداد که ایران تا کجا پیشرفت کرده؛ نشان داد برای برداشتن قدم بعدی، چقدر راه باقی مانده است.

ایران چرا چهارم شد؟

اگر بخواهیم موفقیت ایران را فقط به قرعه مناسب مرحله حذفی نسبت بدهیم، بخش مهمی از داستان را نادیده گرفته‌ایم. بله، قرار گرفتن اندونزی در مسیر یک‌چهارم نهایی فرصت مناسبی برای ایران بود، اما برای رسیدن به آن نقطه ابتدا باید چین‌تایپه شکست داده می‌شد و بعد هم ایران باید از فرصتی که جدول در اختیارش گذاشته بود استفاده می‌کرد.

مهم‌تر از نتیجه، نحوه رقم خوردن دو پیروزی اصلی ایران بود.

مقابل چین‌تایپه و اندونزی، ایران ست اول را واگذار کرد و در هر دو مسابقه توانست جریان بازی را کاملاً تغییر دهد. حتی هرچه دو مسابقه جلوتر رفت، اختلاف ایران با حریف بیشتر شد. این الگوی تکرارشونده می‌تواند یکی از نکات مثبت عملکرد تیم و کادر فنی باشد؛ تیم در مواجهه با شروع بد از ساختار مسابقه خارج نشد و توانست برای مشکلاتی که در ست نخست داشت پاسخ پیدا کند.

از نظر فنی نیز یک الگوی مشترک وجود داشت. ایران مقابل چین‌تایپه ۱۶ بر ۷ و مقابل اندونزی ۱۳ بر ۷ در دفاع روی تور برتر بود و در هر دو مسابقه نیز امتیازات بیشتری از حمله گرفت.

بنابراین شاید مهم‌ترین دستاورد این تورنمنت، فراتر از رتبه چهارم، این باشد که ایران نشان داد در برابر بخشی از تیم‌های سطح دوم آسیا دیگر صرفاً تیمی برای مقاومت کردن نیست؛ می‌تواند ابزارهای فنی خودش را به حریف تحمیل کند و مسابقه را ببرد.

حمله؛ جایی که پورصالح به سطح بهترین‌های آسیا رسید

اگر قرار باشد یک بازیکن را به‌عنوان چهره اصلی ایران در این تورنمنت انتخاب کنیم، الهه پورصالح یکی از واضح‌ترین گزینه‌هاست.

پورصالح مسابقات را با ۹۴ امتیاز به‌عنوان سومین امتیازآور برتر تورنمنت به پایان رساند؛ ۸۱ امتیاز حمله، ۹ دفاع و ۴ امتیاز سرویس. در جدول بهترین مهاجمان هم با ۸۱ حمله موفق از ۱۷۵ اقدام و نرخ موفقیت ۴۶.۲۹ درصد در جایگاه سوم ایستاد.

اهمیت این اعداد زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم او در جدول امتیازآوران کنار بازیکنان چین، ژاپن و تایلند قرار گرفته بود.

پورصالح مقابل چین‌تایپه ۲۵ امتیاز گرفت و در مهم‌ترین مسابقه ایران برای رسیدن به نیمه‌نهایی، برابر اندونزی، با ۲۹ امتیاز نقش اول حمله ایران بود.

البته تورنمنت او بدون افت نبود. در نیمه‌نهایی مقابل چین فقط ۵ امتیاز گرفت؛ هر پنج امتیاز در ست نخست و هیچ امتیازی در ست‌های دوم و سوم. اینکه این افت ناشی از تحلیل بدنی بود یا صرفاً یک روز بد، بدون اطلاعات بیشتر قابل اثبات نیست. اما همان مسابقه نشان داد وقتی اصلی‌ترین منبع امتیاز ایران از جریان حمله خارج شود، تیم هنوز برای جبران کامل آن گزینه‌های محدودی دارد.

با این حال یک مسابقه ضعیف نمی‌تواند تصویر کلی را تغییر دهد؛ سومین امتیازآور و سومین مهاجم برتر قهرمانی آسیا بودن، تورنمنت پورصالح را به یکی از مهم‌ترین نکات مثبت عملکرد ایران تبدیل کرد.

دریافت خوب، دست باز علیخانی و یک سلاح تاکتیکی

یکی از جالب‌ترین آمارهای ایران مربوط به دریافت اول بود.

آیدا ولی‌نژاد سوم، فاطمه خلیلی چهارم و نگار هاشمی پنجم جدول بهترین دریافت‌کنندگان مسابقات شدند. حضور سه بازیکن ایرانی در میان پنج نفر بالای این شاخص نشان می‌دهد دریافت اول یکی از نقاط قابل اتکای ایران در طول تورنمنت بوده است.

اهمیت این دریافت زمانی بیشتر مشخص می‌شد که توپ باکیفیت به شبنم علیخانی می‌رسید.

علیخانی که خودش مسابقات را در رتبه چهارم بهترین پاسورها تمام کرد، در چنین شرایطی امکان استفاده بیشتری از تمام عرض تور داشت. یکی از نکات قابل مشاهده در بازی ایران، مهارت او در اجرای پاس‌های سریع پشت برای مدافعان وسط و هماهنگی زمانی مناسب با آنها بود؛ الگویی که در دریافت‌های خوب می‌توانست خواندن حمله ایران را برای مدافعان حریف سخت‌تر کند.

به بیان ساده‌تر، بخشی از بهترین والیبال ایران زمانی شکل می‌گرفت که این زنجیره کامل می‌شد:

دریافت باکیفیت، رسیدن مناسب علیخانی زیر توپ، فعال شدن سرعتی‌ها و ایجاد حمله‌ای که برای دفاع حریف قابل پیش‌بینی نبود.

اما در سوی دیگر، بازیکنان ایران در جدول بهترین توپ‌گیران مسابقات جایگاه برجسته‌ای نداشتند. بنابراین عملکرد عقب زمین ایران را نمی‌توان یکدست ارزیابی کرد؛ دریافت اول یکی از نقاط قوت بود، اما توپ‌گیری و دفاع داخل میدان همان سطح از برتری را نشان نداد.

دفاع روی تور؛ نقطه قوتی که مقابل چین خنثی شد

آمار کلی مسابقات نشان می‌دهد دفاع روی تور یکی دیگر از نقاط قوت ایران بوده است. نکته جالب اینکه بهترین ایرانی این جدول حتی دفاع وسط نبود. فاطمه خلیلی با ۱۱ دفاع امتیازآور در رتبه سوم بهترین مدافعان مسابقات قرار گرفت و ریحانه کریمی و زهرا کریمی نیز هرکدام با ۹ دفاع امتیازآور در رتبه پنجم ایستادند.

اما همین نقطه قوت، وقتی ایران مقابل چین قرار گرفت، تبدیل به یکی از واضح‌ترین نشانه‌های فاصله دو تیم شد.

در بازی مرحله گروهی چین ۱۱ بر ۲ در دفاع برتر بود و در نیمه‌نهایی این اختلاف به ۱۳ بر ۲ رسید.

ایران مقابل تیم‌های نزدیک‌تر به سطح خودش می‌توانست با دفاع روی تور امتیاز مستقیم تولید کند و حمله حریف را تحت فشار قرار دهد؛ اما برابر ارتفاع و کیفیت حمله چین، این مزیت تقریباً از بین رفت.

این شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های فنی مسابقات باشد: داشتن یک نقطه قوت در سطح میانی آسیا الزاماً به معنای داشتن همان برتری در سطح اول قاره نیست.

چین و ژاپن؛ فاصله کم شده، اما از بین نرفته

سه مسابقه ایران مقابل چین و ژاپن، هر سه با شکست ۳ بر صفر تمام شدند. همین واقعیت اجازه نمی‌دهد تحت تأثیر رتبه چهارم، درباره سطح فعلی ایران اغراق کنیم. اما نتیجه ۳ بر صفر هم به‌تنهایی تمام داستان را نمی‌گوید.

ایران در بازی اول مقابل چین یک ست را ۲۵ بر ۲۳ واگذار کرد. در نیمه‌نهایی ست اول ۲۵ بر ۲۲ تمام شد و مقابل ژاپن نیز ایران ست سوم را تا آخرین رالی‌ها برای برد پیش برد.

در آن ست، ایران عملاً در آستانه پیروزی قرار داشت که یک ویدئوچک امتیاز را به ژاپن برگرداند. مسئله فقط تصمیم ویدئوچک نبود؛ ایران بعد از آن اتفاق نتوانست از نظر ذهنی سریع به مسابقه برگردد و دو رالی بعدی را هم واگذار کرد تا ست ۲۶ بر ۲۴ و مسابقه ۳ بر صفر تمام شود.

این اتفاق شاید نمونه کوچکی از تفاوت بازی در سطح اول باشد. برای شکست ژاپن فقط باید بتوانی تا امتیاز ۲۴ با این تیم رقابت کنی؟ نه؛ باید بعد از یک چلنج ناموفق، یک تصمیم داوری یا یک رالی از دست رفته هم فوراً برای توپ بعدی آماده باشی.

از نظر فنی نیز ژاپن فاصله را به شکل متفاوتی نسبت به چین ایجاد کرد. اختلاف دفاع دو تیم فقط ۷ بر ۴ بود، اما ژاپن از ۱۰۷ اقدام حمله ۵۰ امتیاز گرفت و ایران از ۱۱۶ اقدام ۴۱ امتیاز.

بنابراین مشکل ایران مقابل قدرت‌های بزرگ را نمی‌توان به یک عامل تقلیل داد. چین با قدرت روی تور و ژاپن با کارایی بالاتر حمله، دو شکل متفاوت از همان فاصله را به ایران نشان دادند.

ایران توان رقابت مقطعی با این تیم‌ها را نشان داده است؛ چیزی که هنوز وجود ندارد، توان حفظ همان کیفیت برای یک ست کامل، چند ست متوالی و در نهایت یک مسابقه کامل است.

تجربه یا جوان‌گرایی؟ شاید پاسخ، ترکیب هر دو باشد

ترکیب ایران در این مسابقات نکته مهم دیگری هم داشت. یسنا آهن‌کوب ۱۸ ساله بود و بازیکنانی مثل ستایش حسینی، نگار هاشمی و آیدا ولی‌نژاد ۱۹ سال داشتند. در طرف مقابل سودابه باقرپور ۳۵ ساله و شبنم علیخانی و مهسا کدخدا ۳۳ ساله بودند؛ محدثه مشتاقی هم در ۲۷ سالگی در ترکیب حضور داشت.

بخشی از همین بازیکنان باتجربه در دو سال گذشته از تیم ملی کنار گذاشته شده بودند و بعد به‌تدریج دوباره به تیم برگشتند.

نتیجه این تورنمنت حداقل یک سؤال مهم مقابل ایده «جوان‌گرایی به هر قیمت» قرار می‌دهد. موفقیت ایران با حذف کامل نسل باتجربه ساخته نشد؛ تیمی نتیجه گرفت که بازیکنان جوان را در کنار نفراتی قرار داد که تجربه سال‌ها حضور در والیبال ملی و باشگاهی را داشتند.

نمونه شبنم علیخانی در این میان قابل توجه است؛ پاسور ۳۳ ساله‌ای که علاوه بر رتبه چهارم آماری در میان پاسورهای تورنمنت، در زمین یکی از عوامل ایجاد تنوع در حمله ایران بود.

شاید مسئله اصلی والیبال زنان ایران انتخاب میان «جوان» و «باتجربه» نباشد؛ مسئله، ساختن مسیری است که جوان‌ها در کنار تجربه رشد کنند و تغییر نسل بدون کنار گذاشتن زودهنگام بازیکنانی انجام شود که هنوز می‌توانند به تیم کمک کنند.

چهارمی تاریخی را چگونه باید ارزیابی کرد؟

ایران چهارم آسیا شده و این دستاورد باید به همان اندازه‌ای که ارزش دارد، جدی گرفته شود.

پیش از این بهترین رتبه ایران در قهرمانی آسیا هفتمی بود. تیمی که در سال ۲۰۲۳ دهم شده بود، سه سال بعد به نیمه‌نهایی رسید. چین‌تایپه را بعد از حدود شش دهه شکست داد، در مسابقه‌ای سرنوشت‌ساز اندونزی را با اقتدار کنار زد و مقابل دو قدرت بزرگ جهان نیز در مقاطعی توانست والیبال قابل رقابتی ارائه کند.

اما شاید بزرگ‌ترین اشتباه بعد از چنین نتیجه‌ای این باشد که چهارمی را با رسیدن به سطح چهار تیم برتر آسیا یکی بدانیم.

مسیر جدول در رسیدن ایران به نیمه‌نهایی مؤثر بود؛ همان‌طور که کیفیت خود ایران در استفاده از این فرصت مؤثر بود. سه شکست ۳ بر صفر برابر چین و ژاپن نیز یادآوری کردند که هنوز میان «چهارم شدن در یک تورنمنت» و «تبدیل شدن به یکی از چهار قدرت اصلی قاره» تفاوت وجود دارد.

این تورنمنت بیشتر از آنکه پایان یک مسیر باشد، جایگاه فعلی ایران را مشخص کرد: تیمی که نشان داده می‌تواند با بخش مهمی از سطح دوم آسیا رقابت کند و آنها را شکست دهد، اما برای ورود واقعی به سطح اول هنوز باید قدم دیگری بردارد.

قدم بعدی؛ برای شکست دادن بهترین‌ها باید با بهترین‌ها بازی کرد

علیرضا طلوع‌کیان بعد از مسابقات روی یک مسئله تأکید کرد: ایران باید مرتب با چین، ژاپن و دیگر تیم‌های سطح بالای آسیا مسابقه بدهد. این شاید مهم‌ترین نتیجه‌ای باشد که باید از تیانجین به آینده منتقل شود.

فاصله با چین و ژاپن فقط با چند ماه تمرین کمتر نمی‌شود. بازیکنی که قرار است در امتیاز ۲۴ مقابل ژاپن تصمیم درست بگیرد، باید بارها امتیاز ۲۴ مقابل تیمی در آن سطح را تجربه کرده باشد. دریافت‌کننده‌ای که قرار است سرویس قدرت‌های جهان را کنترل کند، باید مرتب در معرض همان فشار قرار بگیرد و تیمی که می‌خواهد سرعت بازی چین و ژاپن را مدیریت کند، باید بازی در آن سرعت را یاد بگیرد.

به همین دلیل، ارزش واقعی چهارمی آسیا را شاید نه امروز، بلکه در دو یا سه سال آینده بتوان سنجید.

اگر بعد از این نتیجه دوباره مسابقات بین‌المللی محدود شود، اردوها جای بازی‌های سطح بالا را بگیرند و مسیر تیم با تغییرات مداوم قطع شود، تیانجین ۲۰۲۶ می‌تواند فقط یک نتیجه تاریخی باقی بماند.

اما اگر این چهارمی به ثبات، سرمایه‌گذاری بیشتر، حفظ تعادل تجربه و جوانی و مهم‌تر از همه مواجهه مداوم با قدرت‌های بزرگ منجر شود، معنای دیگری پیدا خواهد کرد.

زنان ایران در تیانجین یک پله بالا رفتند؛ اما مهم‌تر از بالا رفتن، این بود که پله بعدی را دیدند.

حالا مسئله این نیست که ایران چهارم آسیا شده است.

مسئله این است که آیا والیبال زنان ایران می‌تواند از این چهارمی، مسیری برای نزدیک شدن واقعی به سه تیم بالای قاره بسازد یا نه.